تبليغاتX
src='http://ettehad.muslimbloggers.ir/moharram87/2/muslims-sympathy1.js'> یا اباصالح ادرکنی

یا اباصالح ادرکنی

ای که از دیده ما روی مهت در پرده است گنه ماست چنین پرده نشینت کرده است

عشق يعني سوختن در فراق مهدي(ع)

 

    عشق يعني ..........

    عشق يعني مستي وديوانگی

                                         عشق يعني با جهان بيگانگي

     عشق يعني شب نخفتن تا سحر

                                        عشق يعني سجده ها با چشم تر

    عشق يعني سر به دار آويختن  

                                       عشق يعني اشك حسرت ريختن

   عشق يعني در جهان رسوا شدن

                                       عشق يعني مست وبي پروا شدن

   عشق يعني سوختن با ساختن

                                     عشق يعني زندگي را باختن

                               

   عشق يعني انتظار و انتظار

                                   عشق يعني هر چه بيني عكس يار

   عشق يعني ديده بر در دوختن

                                    عشق يعني در فراقش سوختن

   عشق يعني شعله بر خرمن زدن

                                   عشق يعني رسم دل بر هم زدن

   عشق يعني لحظه هاي التهاب

                                  عشق يعني لحظه هاي ناب ناب

   عشق يعني با پرستوپر زدن

                                  عشق يعني آب بر آذر زدن

                              

   عشق يعني سوز ني؛ آه شبان

                                 عشق يعني رنگين كمان

   عشق يعني شاعري دل سوخته

                                 عشق يعني آتشي افروخته

   عشق يعني با گلي گفتن سخن

                                عشق يعني خون لاله بر چمن

   عشق يعني ديده بر در دوختن

                                عشق يعني در فراقش سوختن

   عشق يعني يك تيمم، يك نماز

                                عشق يعني عالمي راز ونياز

                                

   عشق يعني چون محمد پا به راه

                               عشق يعني همچو يوسف قعر چاه

   عشق يعني بيستون كندن به دست

                               عشق يعني زاهد اما بٌت پرست

   عشق يعني همچو من شيدا شدن

                              عشق يعني قطره ودريا شدن

   عشق يعني يك شقايق غرق خون

                              عشق يعني درد ومحنت در درون

   عشق يعني يك تبلور يك سرود

                             عشق يعني يك سلام ويك درود

                    

                

       


 

نوشته شده توسط تندیس انتظار در دوشنبه 19 بهمن1388 ساعت 10:15 موضوع | لینک ثابت


السلام عليک يا ابا عبد الله الحسين عليه السلام

 

اربعین حسینی بر همه دوستداران سالار شهيدان حضرت حسين ابن علي عليه السلام تسلیت باد.

 

بسوز ای دل که امروز اربعین است

عزای پور ختم المرسلین است

قیام کربلایش تا قیامت

سراسر درسْ بهر مسلمین است

دلا کوی حسین عرش زمین است

مطاف و کعبه دل‏ها همین است

اگر خیل شهیدان حلقه باشند

حسین بن علی، آن را نگین است

دل ما در پی آن کاروان است

که از کرب و بلا، با غم روان است

چه زنجیری به دست و بازوان است

که گریان دیده روح الامین است

به یاد کربلا دل‏ها غمین است

دلا خون گریه کن چون اربعین است



چهل روز گذشت. نه اشک‏ها در چشم دوام آوردند، نه حرف‏ها بر زبان! روایت درد، آسان نیست. خاک‏های بیابان می‏دانند که سیلی آفتاب یعنی چه! تشنگی را باید از ریگ‏های ساحل پرسید تا بگویند آب به چه می‏ارزد؟! هم کوفه از سکوت پر بود و هم شام. تنگ راه‏های شام، انتظار کشیدند تا صدای قدم‏های کسی بگذرد و دریغ! مسلمانان شهر بیگانه‏اند، غریبه‏اند با برادران خویش! حرف‏ها فاسد شده‏اند پشت میله‏ های زندان سینه‏ها. دستی بیرون نمی‏آید که سلامی را پاسخ دهد. فریاد را از قاموس کوفه و شام ربوده‏اند. اراده‏ها را چپاول کرده‏اند. دست‏ها را بریده‏اند. به آدم‏ها یاد داده‏اند خم و راست شوند. کسی نمی‏داند شجاعت چیست و جوانمردی را با کدام قلم می‏نویسند؟ چهل روز گذشت؛ نه از آب خبری شد، نه بابا! آسایش از فراز سرمان پر کشیده بود. چشم‏هایمان به تاریکی خرابه عادت کرده بود. اشک‏هایمان را چهل روز است که نشسته‏ایم! چهل روز است که از پا ننشسته‏ایم. زنجیر بر دست‏هایمان نهادند و در میدان‏های شهر گرداندند؛ غافل که چلچراغ را به دیار شب می‏برند. خواب کودکانمان را آشفتند تا بر مصیبت‏مان بیفزایند؛ غافل که ما صبر را سال‏هاست می‏شناسیم؛ ما صبر را در خانه علی علیه‏السلام آموخته‏ایم.

از دشنه و دشنام کم نگذاشتند. از "گرد و خاک کردن" کم نگذاشتند تا حقیقت پاکی‏مان پوشیده شود؛ ولی چه باک! حقیقت، بی‏نیاز از این گرد و خاک کردن‏هاست. حضرت دوست اگر با ماست، چه باک از این همه دشمنی! زبان‏ها را دستور به سکوت دادند؛ ولی آنچه البته نمی‏پاید، سکوت است. قلب‏ها را نتوانستند باز دارند از اندوه. مغزها را نتوانستند باز دارند از تأمل. خطبه‏های زین العابدین علیه‏السلام قیام کرده بود و قد برافراشته بود در جمعیت تا پیام‏رسان خون تو باشد. طنین شهادت تو، پرده‏ها را لرزاند، ریسمان‏ها را گسیخت و قلب‏ها را گشود؛ چهل روز گذشت. اما چهل سال دیگر و چهارصد سال،... هم بگذرد، صدای "هَل مِن ناصر یَنصُرنی" تو بی‏جواب نخواهد ماند. روزگار اینچنین نخواهد ماند. دولتِ ظالمین پایدار نخواهد ماند. قرن‏ها می‏روند و می‏آیند و میدانی که پرچم گلگونت هم بر زمین نخواهد ماند ای حسین فاطمه!


 

نوشته شده توسط تندیس انتظار در جمعه 16 بهمن1388 ساعت 2:6 موضوع | لینک ثابت


يا صاحب الزمان (عج) يا فارس الحجاز ادرکني ...

 

انتظار ظهور قائم ( ع )
بر خلاف آنان که پنداشته اند انتظار ظهور یعنی دست روی دست گذاشتن و از حرکتهای اصلاحی جامعه کنار رفتن و فقط " گلیم " خود را از آب بیرون بردن ، و به جریانات اسلام دینی و اجتماعی بی تفاوت ماندن ، هرگز چنینپنداری درست نیست ... بر عکس ، انتظار یعنی در طلب عدالت و آزادگی و آزادی فعالیت کردن و در نپذیرفتن ظلم و باطل و بردگی و ذلت و خواری ، مقاومت کردن و در برابر هر ناحقی و ستمی و ستمگری  ایستادن است . " مجاهدات خستگی ناپذیر و " فوران های خونین شیعه " در طول تاریخ ، گواه این است که در مکتب ، هیچ سازشی و سستی راه ندارد . شیعه در حوزه " انتظار " یعنی ، انتظار غلبه حق بر باطل ، و غلبه داد بر بیداد ، و غلبه علم بر جهل ، و غلبه تقوا بر گناه ، همواره آمادگی خود را برای مشارکت در نهضتهای پاک و مقدس تجدید می نماید ، و با یاد تاریخ سراسر خون و حماسه سربازان فداکار تشیع ، مشعل خونین
مبارزات عظیم را بر سر دست حمل می کند " .
اینکه به شیعه دستور داده اند که به عنوان " منتظر " همیشه سلاح خود را آماده داشته باشد ، و با یاد کردن نام " قائم آل محمد ( ص ) " قیام کند ناشی از همین آمادگی  است . ناشی  از همین قیام و اقدام است .
پایان این بحث را از نوشته زنده یاد آیه الله طالقانی  ، عالم مبارز اسلامی بهره
می بریم که می گوید :
" ... توجه دادن مردم به آینده درخشان و دولت حق و نوید دادن به اجرای کامل
عدالت اجتماعی ، و تاسیس حکومت اسلام و ظهور یک شخصیت خدا ساخته و بارز ، که مؤسس و سرپرست آن حکومت و دولت است ، از تعالیم مؤسسین ادیان است ، و در مکتب تشیع ، که مکتب حق اسلام و حافظ اصلی معنویات آن است ، جزء عقیده قرار داده شده ... و پیروان خود را به انتظار چنین روزی  ترغیب نموده ، و حتی انتظار ظهور را از عبادات دانسته اند ، تا مسلمانان حق پرست ، در اثر ظلم و تعدی  زمامداران خودپرست و تسلط دولتهای باطل ، و تحولات اجتماعی و حکومت ملل ماده پرست ، اعم از شرقی و غربی ، خود را نبازند و دل قوی دارند و جمعیت را آماده کنند . و همین عقیده است که هنوز مسلمانان را امیدوار و فعال نگاه داشته است ، این همه فشار و مصیبت از آغاز حکومت دودمان دنائت و رذالت اموی ، تا جنگهای صلیبی  و حمله مغول ، و اختناق و تعدیهای دولتهای استعماری  ، بر سر هر ملتی وارد می آمد ،
خاکسترش هم به باد فنا رفته بود . لیکن دینی که پیشوایان حق آن دستور می دهند که چون اسم صریح " قائم " مؤسس دولت حقه اسلام برده می شود ، بپا بایستید و آمادگی  خود را برای انجام تمام دستورات اعلام کنید ، و خود را همیشه نیرومند و مقتدر نشان دهید ، هیچ وقت ، نخواهد مرد ... . "


 

نوشته شده توسط تندیس انتظار در یکشنبه 4 بهمن1388 ساعت 9:33 موضوع | لینک ثابت


تبریک

میلاد باسعادت هفتمین حجت خدا حضرت امام موسی بن جعفر علیه السلام بر همه عاشقان و دوستداران ولایت وامامت مبارکباد.

 

دل را به دسته گل های انتظار آذین می بندیم و چشم در راه مولود فضیلت ها و سرمشق عارفان و سالكان، امام موسی كاظم (ع) می نشینیم و ندا سر می دهیم: سلام ما بر تو ای كه سجاده شب، غمناك از مناجات شب و نیمه شبت و میله های سرد و زندان شرمنده از این همه استقامت تو. ای سرمشق مقاومت و صبوری! ای اسطوره پرشكوه و هارون شكن!

ابوالحسن موسی بن جعفر (ع) امام هفتم از ائمه اثنی عشر (ع) و نهمین معصوم از چهارده معصوم (ع) تولد آن حضرت در ابواء (محلی میان مكه و مدینه) به روز یكشنبه هفتم صفر سال 128 یا 129 ق واقع شد

شخصیت اخلاقی:
او در علم و تواضع و مكارم اخلاق و كثرت صدقات و سخاوت و بخشندگی ضرب المثل بود. بدان و بداندیشان را با عفو و احسان بیكران خویش تربیت می فرمود. شبها بطور ناشناس در كوچه های مدینه می گشت و به مستمندان كمك می كرد. مبلغ دویست، سیصد و چهارصد دینار در كیسه ها می گذاشت و در مدینه میان نیازمندان قسمت می كرد. صرار (كیسه ها) موسی بن جعفر در مدینه معروف بود. و اگر به كسی صره ای می رسید بی نیاز می گشت معذلك در اطاقی كه نماز می گذارد جز بوریا و مصحف و شمشیر چیزی نبود.


 

نوشته شده توسط تندیس انتظار در شنبه 3 بهمن1388 ساعت 9:19 موضوع | لینک ثابت


آقا جان، عاشقانت صبوراند...

 


جــــانم به فــــدای خاك پایــت مـهــــدی

اذنـــم بــده تـا كنــم صـــدایـت مهـــــدی

عـشق تو عجین گشته به جان و دل من

ای جــان و دلــــم  شود  فـدایت مهــــدی

 

انتظار را مقدس می شمرم؛ از آن كه هر آدینه، منتظرت می نشینم. هر آدینه، چشم به راه

و گام تو می سپارم و هر آدینه، دلم را سفره ی محبتهاى تو میكنم
.

نوازش نگاهت را از ما دریغ مدار،

 اى مولا، یا صاحب الزمان


منتظرم! منتظر دلى از جنس نور، كسى از قوم خورشيد! كسى از نژاد نفس‏هاى گرم! مردم نيز منتظرند! و غرق در لحظه‏هاى انتظار، نيازشان را از لابه‏لاى نفس‏هاى حيران خود بازگو مى‏كنند. شقايق‏ها منتظرند! منتظر كسى كه به فرهنگ شبنم ايمان بياورد. كسى كه آيينه‏هاى مكدر زمانه را در هم بشكند و اشك‏هاى ارغوانى‏ را از كوچه‏هاى پريشانى نجات دهد. كوچه‏ها چشم به راهند! كوچه‏ها نيز چشم به راهند! چشم به راه قدم‏هايى هستند كه زخم‏هاى بى ‏رحم گمراهى را از چشمان مردم پاك كند. كوچه‏ها منتظر چشمان باران ‏زايى هستند كه با قدم‏هايش جان مردم را به شبنم اشك‏ها بشويد. جاده‏ها منتظر رهگذرى هستند كه براى هميشه خواهد ماند. منتظر قدم‏هايى كه تن مرده كوچه‏ها را زنده مى‏كند

لاله‏ها منتظرند! در اين عرصه انفجار بلا، مردم ياد لاله‏ها را بين كوچه‏هاى اين شهر خاموش گم كرده‏اند و حتى امواج درياى عاشق سر بر ساحل نگاه‏هايى تيره مى‏گذارند و سرود عطش را سر مى‏دهند. لاله‏ها منتظرند؛ منتظر كسى كه همزاد موج‏هاى خورشيدى است. كسى از جنس ابر، پريزاد باران.
عاشقان منتظرند! عاشقان بى‏تابند، بى ‏قرارند تا هم آواز شيدايى صبح فردا باشند. اى دريا تبار، بر گونه‏هاى امت ‏ببار. عاشقانت صبورند، منتظر خواهند ماند.


 

نوشته شده توسط تندیس انتظار در سه شنبه 22 دی1388 ساعت 9:41 موضوع | لینک ثابت


تسلیت

السلام علي الحسين و علي علي بن الحسين



سالروز شهادت سيدالساجدين زين العابدين حضرت علي ابن الحسين (ع)
بر ساحت مقدس آقا امام الزمان و شيعيان آن حضرت تسليت باد


پيشواي چهارم شيعيان عليه السلام بعد از حضور در حماسه افتخار آفرين و عزت بخش عاشوراي حسيني، از لحظه اي که در غروب عاشورا با شهادت پدر بزرگوار و ساير عزيزانش مواجه گرديد براي ادامه راه آنان، مسئوليت سنگيني را به دوش کشيد . امامت امت، سرپرستي اطفال و بانوان، رساندن پيام عاشورا به گوش جهانيان، تداوم مبارزه با طاغوت و طاغوتيان و از همه مهمتر پاسداري از اهداف متعالي امام حسين عليه السلام که موجب عزت و افتخار عالم اسلام گرديد، از جمله مسئوليتهاي آن امام همام به شمار مي آيد . امام سجاد عليه السلام که در دوران امامت خويش در محدوديت شديدي به سر مي برد و حاکمان مستبد اموي سايه شوم خود را بر شهرهاي اسلامي گسترده بودند و اهل ايمان از ترس مال و جان خود مخفي مي شدند، با اتخاذ صحيحترين تصميمها و موضعگيريهاي مناسب و بجا و با استفاده از مؤثرترين شيوه ها توانست از فرهنگ عاشورا و دستآوردهاي ارزشمند آن - که همان عزت و افتخار ابدي براي اسلام و مسلمانان و بلکه براي جهان بشريت بود - به صورت شايسته اي پاسداري کرده و راه حماسه آفرينان کربلا را تداوم بخشد و ياد و نام و خاطره سالار شهيدان حضرت حسين بن علي عليهما السلام را جاودانه ساخته و بر بلنداي تاريخ ابدي نمايد


 

نوشته شده توسط تندیس انتظار در دوشنبه 21 دی1388 ساعت 9:22 موضوع | لینک ثابت


اللهم عحل لولیک الفرج


 
"اللَّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الحُجَةِ بنِ الحَسَن
صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ
فِي هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِي كُلِّ سَاعَةٍ
وَلِيّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِيلًا وَ عَيْناً
حَتَّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِيهَا طَوِيلا"

خدايا، در اين لحظه و در تمام لحظات،
سرپرست و نگاهدار و راهبر و يارى گر و راهنما و ديدبان ولىّ‏ات
حضرت حجّة بن الحسن-
كه درودهاى تو بر او و بر پدرانش باد-
باش، تا او را به صورتى كه خوشايند اوست
[و همه از او فرمانبرى مى‏نمايند]
ساكن زمين گردانيده،
و مدّت زمان طولانى در آن بهره‏مند سازى



 

نوشته شده توسط تندیس انتظار در شنبه 19 دی1388 ساعت 11:51 موضوع | لینک ثابت


السلام وعلیک یا بنت الحسین (ع)

 

به سينه هركه تمناي كربلا دارد!!

هميشه در دل خود روضه اي به پادارد!!

كسي كه عشق تو دارد دگرچه كم دارد!!

بدون عشق تو عالم كجا بها دارد!!

 

 

  پاسی از شب گذشته واسیران را در کنج ویرانه شام منزل

 داده اند.

  ناگهان صدای گریه دختر بچه ای سه ساله بلند شد.

  فریاد می زند: یا ابتا- یا ابتا.

  حضرت زینب (س) دختر سه ساله را در آغوش گرفت و

 فرمود: عمه جان آرام باش.بی تابی مکن.

  ناله سه ساله بلندتر شد واز این ناله تمام زنان ودختران اسیر

  از خواب بیدار شدند.

 یزید لعنت الله علیه از خواب نحس خود بیدار شد و نگهبان را

 صدا زد.

  چه خبر شده: این صدای گریه گیست.

 نگهبان جواب داد: نمی دانم امیر. گمانم صدا از گوشه خرابه می آید.

 یزید: زود برو وببین علت چیست؟

 حضرت زینب (س) سه ساله را در آغوش گرفت وبوسید و

 فرمود: عمه جان چرا گریه می کنی.

 سه ساله جواب داد: عمه جان الان در آغوش پدرم حسین (ع)

 بودم و او مرا نوازش می کرد و دلداریم می داد.

 حضرت زینب (س) دانست که سه ساله خواب پدرش را دیده است.

 اشک از چشمان حضرت زینب(س) ودیگر زنان ودختران سرازیر

 شد .

 ناله سه ساله بیشتروبیشتر می شد.

 نگهبان وارد خرابه شد و پرسید : گیست گریه می کند وعلت چیست؟

 جواب دادند : دختر سه ساله اباعبدالله(ع) است وبهانه پدررامی گیرد.

 نگهبان خبر را به یزید لعنت الله علیه رساند.

 یزید دستور داد سربریده حضرت اباعبدالله(ع) را درداخل طبقی

 قرار دهند وسرپوشی روی آن بگذارند و طبق را به خرابه ببرند و

 در مقابل چشمان این دختر سه ساله قرار دهند.

 یزید می خواست با این کار در بین اسیران  رعب ووحشت ایجاد

 نماید و هر آنقدر که می تواند آنان را شکنجه نماید.

 چهار غلام به همراه سربازان طبق را وارد خرابه نمودند.

 تا چشم اسیران به طبق افتاد ناله واحسینا سر دادند .

 طبق را در مقابل سه ساله قرار دادند.

 

  سه ساله نگاهی به طبق کرد وبا ناله و گریه

 فرمود: عمه جان .من گرسنه نیستم. من طعام نمی خواهم.

 ناله زینب (س) و اسیران بلندتر شد.

 زینب (س) با گریه ای بلند فرمود:

  عزیز برادرم مقصود تو در همین طبق است.

 سه ساله روپوش طبق را کنار زد و چشمش به سر بریده بابا افتاد.

 نگاهی معنا دار به سربریده بابا کرد وحرفی نزد و یک نگاه به

 حضرت زینب (س) کرد و خم شد لبانش رابر روی لب بابا نهاد.

  ناگهان سکوتش شکسته شد و ناله ای ازدل کشید وجان داد.

 در نگاهی که به سربریده کرد اسراریست که ما ازآن بی اطلاعیم

اما در نگاهی که به حضرت زینب(س) کرد یعنی عمه جان:

   مگر نگفته بودی که پدرت به سفر رفته است.

امشب که شمع محفل تاریک من شدی

                          حسرت به نور محفل من ماه می برد

 گردخترت نیامده امشب به پیشواز

                          بابا  ببین که عمه  مرا  راه می برد

دشمن خبر نداشت ازاین استقامتم

                         رشک ار برد زین  دل آگاه می برد

دشمن اگر که راس تو را از برم برد

                         جان مرا به راس تو  همراه می برد

 

 

 

‌امروز بعد از گذشت قرن‌ها از آن واقعه، ‌زائران حرم اين نازدانه امام حسين (ع)‌ به بالاي ضريحش عروسك پرتاب مي‌كنند تا شايد تسلي خاطري باشد براي مادراني كه با عروسك،‌ گريه دختران سه ساله‌شان را آرام مي‌كنند.
حضرت رقيه كودك سه ساله امام حسين (ع) در تاريخ سوم صفر سال 61 هجري تقريباً 23 روز بعد از واقعه كربلا در دربار يزيد به شهادت رسيد.
يكى از زيارتگاه‌هايى كه بيشتر متوسلين به اهل بيت (ع) پس از مقبره حضرت زينب كبرى (س) در سوريه به آن مي‌روند،‌ مقبره و حرم مطهر حضرت رقيّه سلام الله است.
بر اساس منابع تاريخي امام حسين (ع)‌ شش پسر و سه دختر داشتند. سكينه، دختر رباب و خواهر على اكبر، فاطمه، دختر ام اسحاق بنت طلحة بن عبدالله و زينب خواهر فاطمه كه هر دو از يك مادر بوده‌اند، دختران حضرت امام حسين (ع) به شمار مي‌روند.
حرم مطهر حضرت رقيه (س)‌ در سمت شمال دمشق امروزي قرار دارد. اين در به باب العماره معروف است. «باب الفراديس» نيز كه يكي ديگر از درهاي كنار ضريح حضرت رقيه است، در شمال غربى و در داخل بازار «العماره» قرار دارد كه ديوارهاى سنگى اين دروازه به داخل بازار و دكان‌هاي آن پوشانده شده است.


 

نوشته شده توسط تندیس انتظار در چهارشنبه 9 دی1388 ساعت 9:52 موضوع | لینک ثابت


بیمار دشت کریلا

شهادت جانسوز حضرت على ‏بن ‏الحسين، زين ‏العابدين(ع)؛ پيام رسان كربلاي حسيني و بازمانده روزهاي سرخ حماسه را تسليت ميگوييم

ترنم روز و شب اشك تو پرده از چهره تزوير ايل دشنه برداشت و سيل اشك تو، خانمان ظلم و ستم شان را ويران ساخت. اي تو معلم ايستادگي و صبوري! پيام آور ايثار و جانفشاني! و اين اشك غربتي است كه بر مظلوميتت از ديده عاشقان بر مزار بي شمع و چراغت جاري است.

السلام علي الحسین و علي علي بن الحسين

و علي اولاد الحسين و علي اصحاب الحسين

 

 

امام على ‏بن ‏الحسين(ع)، مشهور به زين ‏العابدين و سجاد بنا به نقل مشهور در سال 38 هجرى در مدينه به دنيا آمد. در هنگام حادثه كربلا 22 يا 23 سال سن داشته و بنا به نظريه بيشتر دانشمندان اسلامى از برادر شهيدش حضرت على ‏اكبر، كوچك‏تر بوده است.

حيات اجتماعى، فرهنگى، سياسى و علمى امام سجاد(ع) از زواياى گوناگون قابل بررسى است. يكى از ابعاد زندگى امام سجاد(ع) همراهى او در قيام كربلا و پيام رسانى آن نهضت بزرگ است.

قيام بزرگ عاشورا ماندگارترين نهضت اسلامى است كه در محرم سال 61 قمرى روى داده است. اين نهضت داراى دو مرحله بود. برهه نخست، آفرينش و شكل‏ گيرى و جهاد و جانبازى و دفاع از كرامت اسلامى و دعوت به اقامه عدل و احياى دين محمدى و سنت و سيره نبوى و علوى بوده كه به رهبرى امام حسين(ع) از نيمه ماه رجب سال 60 هجرى آغاز و در دهم محرم سال 61 هجرى به فرجام رسيد. مرحله دوم، دوره پيام رسانى و تثبيت ارزشهاى نهضت و عرصه جهاد فرهنگى و تبيين آرمان‏هاى آن قيام مقدس بود كه به رهبرى امام على ‏بن‏ الحسين(ع) تداوم يافت.

امام زين‏ العابدين(ع) در چنين عصر و جوى رسالت و امامت خود را آغاز كرد. در صورتى كه تنها سه تن پيرو واقعى داشت، حركت جهاد فرهنگى و پرورش شخصيت‏ها را در دستور كار خود قرار داد و با يك حركت عميق و دامنه‏ دار به ايفاى نقش پيشوايى خود پرداخت اين رويكرد امام سجاد(ع) زمينه ساز انقلاب فرهنگى امام باقر(ع) و امام صادق(ع) گشت. از اين رو برخى از نويسندگان، آن حضرت را «باعث الاسلام من جديد» ناميدند.

از جمله راهبردهاى سياسى امام زين ‏العابدين(ع) در عصر خفقان امويان، زنده نگه داشتن ياد و خاطره شهيدان كربلا كه در واقع زنده نگهداشتن فرهنگ شهادت و ايثار بوده، مى‏ باشد. در مناقب ابن‏ شهر آشوب از امام صادق(ع) آمده است كه على ‏بن‏ الحسين(ع) مدَّت بيست سال براى پدرش مى ‏گريست و همين كه براى او سفره غذا مى آوردند و آب و نان را مى ‏ديد، بى ‏اختيار اشك از چشمانش سرازير مى ‏گشت، تا آنجا كه روزى يكى از غلامان امام، آن حضرت را از اين عمل، باز داشت و عرض كرد: مى‏ ترسم از شدت اندوه جان سپارى!. امام زين ‏العابدين(ع) در پاسخ او فرمود: من اندوه خود را به درگاه خداوند مى‏ برم. غم مرا جز او نمى ‏داند و من به او پناه مى ‏برم و آنچه من مى ‏دانم شما نمى ‏دانيد. سپس فرمود: من هر وقت قتلگاه فرزندان فاطمه را به ياد مى ‏آورم، بغض گلويم را مى ‏گيرد و نمى ‏توانم خوددارى كنم. به اين ترتيب آن امام همام بعد از نهضت عظيم امام حسين (عليه السلام) پس از حدود 35 سال مبارزه به صورت‏هاى گوناگون، در 57 سالگى به لقاءالله پيوست، و با خون سرخ خود پاى نهضت‏ خونين پدرش را امضاء كرد. مرقد مطهرش در قبرستان بقيع قرار دارد.

آن امام بزرگوار در فرازى از صحيفه سجاديه كه از گنجينه‏ هاى بزرگ معارف و عرفان است و از او به يادگار مانده، به درگاه خدا چنين عرض مى ‏كند:

«خدايا! به من دست و نيرويى ده تا بتوانم بر كسانى كه به من ‏ستم مى ‏كنند پيروز شوم، و زبانى عنايت فرما تا در مقام احتجاج و استدلال بر مخالف چيره شوم، و انديشه ‏اى ده تا نيرنگ فكرى دشمن را درهم شكنم، و دست ‏ستمگران را از تعدى و تجاوز كوتاه سازم.»


 

نوشته شده توسط تندیس انتظار در دوشنبه 7 دی1388 ساعت 17:23 موضوع | لینک ثابت


کربلا در کربلا میماند اگر زینب نبود

 

 

فرا رسیدن عاشورا و تاسوعای حسینی را به پیشگاه مقدس امام عصر(عج) و تمامی شما و شیعیان جهان تسلیت عرض می نمایم...!گوشه هائی از زیارت عاشورا که در این رو زو شب های عزیز بهتون سفارش می کنم مدام این قسمت از زیارت عاشورا را تکرار کنید:
بسیم الله الرحمن الرحیم
اللهمَّ العن اولَ ظالم ظلمَ حقَّ محمد و ال محمد و اخِرَ تابِع له علي ذالكَ اللهمَّ العنِ العصابةَ التي جاهدتِ الُحسين وَشايعتْ و بايِعتْ و تابِعتْ علي قِتله اللهمَّ العنهم جميعاً پس ميگوئي صد مرتبه السلام عليكَ يا ابا عَبداللهِ وَ علي الاَرواح الَّتي حَلت بفنآئِكَ عليكَ مِني سلامُ الله ابداً ما بَقيتُ وَ بقيَ الليلُ وَ النهارَوَ لاجعلهُ اللهُ اخرَ العهدِمني لزيارتكم السلامُ علي الحسين وعلي علي بن الحيسين و علي اولاد الحسين و علي اصحاب الحسين
و همچنین لعنت می فرستیم :
اللهمَ خُصَّ انتَ اَوّل ظالم باللعن مني وَابدَءُ به اولاًثمَّ الثاني وَالثالث َوَالرابعَ اللهمَّ العنِ يزيد خامساً و العن عبيدَ اللهِ بن زيادٍ و ابن مرجانةَ و عمربن سعد وَ شمراً و ال ابي سفيانَ وَال زياد و ال مروان و الي يوم القيامَة پس سجده مي روي و ميگوئي اللهمَّ لكَ الحَمد حمدَ الشاكرينَ لَكَ علي مصابهم الحمدُ للهِ علي عَظيمِ رَزيتي اللهمَّ ارزقني شَفاعَةَ الْحُسَيْنِ يَوْمَ الْوُروُدِ وَثبِتْ لي قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدِكَ مَعَ الحُسَينِ وَ اَصْحابِ الحُسَينِ الَّذينَ بَذَلُوا مُهْجُهْم دُوْنَ الحُسَينِ عَلَيه السَّلام
التماس دعا


 

نوشته شده توسط تندیس انتظار در دوشنبه 7 دی1388 ساعت 9:28 موضوع | لینک ثابت